14/1/90
2:31 ع
خدای من چه دنیای بزرگ اما کوچکی است ! روزگار به ما رحم نمی کند و نکرده است ...چه دنیای شلوغ اما ساکتی است ! همه در دنیای خود مشغولند ما را با دیگران چه کار ؟ دنیایی که آدم ها با صورتک های رنگین ، بر هم می خندند ، گریه می کنند ، نگاه می کنند ، عاشق می شوند و ازهمه مهمتر زندگی می کنند وبعد از چند روز می میرند ... چه دنیای غریبی است ، دنیایی که ما ساخته ایم ، دنیایی که آدم ها در آن غرق شده اند . دنیای مدرن و مدرنیسم دنیای سکولار دنیای انسان محوری دنیای فراموشی خدا دنیای رسیدن به پلورالیسم ... دنیای آدم های کاغذی دنیای آسمان خراش های دل خراش ، دنیای اینترنت و عشق های مجازی دنیای سجده انسان بر ابلیس و سپاه سیاهش ... دنیایی که انسان بزرگ اما کوچک معماری کرده است ، و در یک کلام دنیای پیله ای ... ویا شاید بدتر ...نمی دانم از کدام درد زمانه سخن به میان آورم ، زمانه ای که رو به نزول است تا صعود ، زمانهای که انسان فداکار می شود ، زمانه ای که آدمی خود را فدای مال می کند فدای شهرت فدای شهوت فدای دنیا ....هیچ وقت بشر تا کنون این طور تیغ جهل ونادانی را برشاهرگ حیات خود نکشیده بود . و به صراحت می توانم بگویم که بشر چه راحت تن به قربانی شدن داد ...ای خدای بزرگ ، ای که تمام هستی زتوست برما ببخش و به فریادمان برس که ما دوست نداریم ، قربانی قربانگاه دنیا باشیم ، خدایا جز تو کسی در این دنیای کوچک پیله ای صدایمان را نمی شنود و جز نو دستگیری نیست ....
8/1/90
12:33 ص
زندگی یعنی فقط انتخاب ! ایستادن برسر دو راهی ها و هی فکر کردن ، که کدوم راه درسته ...
از اون اول که پا به این جهان می گذاری که نه ! اما یکم بعدش شروع می شه ، تو نمی دونی و
دائم بر سر دو راهی ها قرار می گیری تو نمی دونی اما ناچاری که دچار بشی ، دچار یکی از این
دوراهی ها ...
نمی دونم این دوراهی ها کی تموم می شه ، دائم باید سبک سنگین کنی ، دائم باید فکر کنی که
راه درست کدومه ؟ خدا کجاست ؟
آخه قربونت بشم ! حداقل یه اشاره ای ، یه ندایی ، یه چیزی که خلاصه ما بفهمیم کارمون درسته یا نه ...
ما که از اون اول که یادمون میاد همش جلوی راهمون دو راهی بود ، برم ، نرم ؟! ...جالبه راه برگشتم
نگذاشتی ! دوباره هی باید انتخاب کنی ، تو در تو ، سخت و سخت تر ...
آخرشم که نور علی نور می شه ، عزیزم انتخاب کردی ، حالا پای لرزشم بشین ...
چه قدر این جوری دیدنی شدی ...
پیام رسان
سلام :) اسم اینجا رو می گذارم * منطقه آزاد * اینجا هیچ مرزی وجود نداره ! از بعضی از مرزبندی ها خوشم نمیاد (البته همه مرزبندی هام بد نیست ...) اما اینجا مرز نداریم ... می شه اینجا تا خدا رفت می شه تا ته آبی ها پرید .... می شه اینجا فریاد زد ؛ می شه سکوت مرگبارو شکست ...می شه بغضتو اینجا بشکنی و بلند بلند گریه کنی ...اینجا آزادی ! آزادی از بند نامردی های دنیا ... اینجا کسی دو رنگی نمی کنه ، اینجا از پشت بهت خنجر نمی زنند اینجا کسی دروغ نمی گه تهمت نمی زنه اینجا کسی قربانی مصلحت اندیشی یه عده نمی شه اینجا ارزش ها هنوز زنده اند ، اینجا دوست داشتن حقیقت داره ، اینجا می تونی نفس بکشی اینجا *منطقه آزاده * ... به منطقه آزاد خوش اومدی ! :)